برچسب ها

متن نوحه گردش عقربه ساعت عزرائیل از وحید شکری

سبک:شور

 

 

☆گردش عقربه ساعت عزرائیل☆

 

گردش عقربهٔ ساعتِ عزرائیل

رقص شمشیر علی

اون صدایی که میاد از صور اسرافیل 

بانگ تکبیر علی

دل و جان و همهٔ هستیِ میکائیل

شده تسخیر علی

اونکه نازل میکنه آیه به جبرائیل

عقل و تدبیر علی

 

من که عمریه غلام در خونشم

عاقلا نگاه کنین من که دیونشم

لیلیِ عالمه و مجنون عشقشم

دیونه زیاد داره منم یدونشم

 

شاه غضنفر/سردار و سرور

ساقی کوثر/باده و ساغر

برکعبه زیور/خورشید خاور

جانم یاحیدر

 

علی مولا، یاحیدر 

 

☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️

 

در خیبر و ز جا کنده با یک انگشت

قدرت ذات خدا

زرهی داره به تن اما بدون پشت

رو به میدان همه‌جا

مرحب خیبری رو با یک اشاره کشت

پادشاه لافتی

تا که ذوالفقار و میگیره میون مشت

میشه زلزله به‌پا

 

وقتی که علی میشه رو دلدلش سوار

دشمنا میگن همه حیدر الفرار

پهلوونا همگی، زهره ترک میشن

تا که میبینن یه‌جا حیدر و ذوالفقار

 

تیغ دو پیکر/تو دست حیدر

میرقصه وقتی/میبینه لشکر

سرها جدا شه/از روی پیکر

جانم یا حیدر

 

☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️

 

 

علیِ کربُبلا علیِ اکبر بود

ابروهاش تیغ دودم

ضربه‌هاش شبیه ضربه‌های حیدر بود

دشمنش رو به عدم

صورتش شبیه صورت پیمبر بود

دلبر اهل حرم

به خدا به ذات حق مُظهر و مظهر بود

خالق لوح و قلم

 

اکبر ممسوس ذات اقدس خدا

حیدرِ ثانیه و لایق لافتی

خلق و خو احمد و ممکنه که جبرئیل

اشتباهش بگیر یه‌وقت با مصطفی

 

الله اکبر/به روی اکبر

جان پیمبر/جلوهٔ حیدر

از هرچه بهتر/اول و آخر

جانم یا اکبر

 

یاحیدر، یاعلی یامولا

 

منبع:کانال متن اشعار کربلایی وحید شکری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.